محمد على آزاد كشميرى

435

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

تعزيهء فرزند مرا بپاداريد به هر قسمى كه باشد و منع نكنيد . همان ساعت بيدار شدم و در مسجد مؤمنين احيا مىداشتم . فرستادم كه مجلس تعزيه بپادارند و من منع نمىكنم شما را » . انتهى كلامه . مؤلف گويد كه فتوا به جواز غنا در مراثى از مختصات مولاناى موصوف است و احدى از علما قابل به جواز نشده . همچنين در ديگر مسايل هم فتاواى غريبه دارد . از آن جمله عصير عنبى را بعد از غليان و قبل از ذهاب ثلثين پاك مىدانست « 1 » . و از جملهء فتاواى غريبهء آن جناب اينكه جايز مىدانست كه مترافعين ، ادعا را به قسم صلح نمايند و جايز مىدانست كه متولى آن حلف و صلح ، مقلد باشد . و از جملهء فتاواى آن جناب اينكه جايز است كه حاكم شرع براى خود در مرافعه در نوشتن حكم ، اجرت بگيرد . و مكرر بالاى منبر مىفرمود كه : حكم كردن بر من لازم است لكن نوشتن لازم نيست و براى نوشتن اجرت مىگيرم . و نقل است كه فاضل هندى صاحب كشف اللثام نيز اجرت مىگرفت به اين نحو كه او فقير و صاحب عيال بود و به كتابت ، امر خود را مىگذرانيد و اگر براى مرافعه نزد او مىآمدند مىگفت من فقيرم و خرج يوميه را از كتابت تحصيل مىنمايم . در امر مرافعه نمودن بايد معطل شد و از تحصيل قوت عاجز مىمانم . بالجمله صاحب قصص العلماء بسيارى از كرامات و حكايات آخوند ملا محمد تقى را نقل كرده و كيفيت شهادت آن مرحوم را بدين عنوان نوشته و گفته كه « 2 » : از جملهء كرامات آن بزرگوار شهادت او بود كه به امير مؤمنان تأسى نموده و به محراب مسجد ، خون مباركش را ريختند . در سال آخر به جهت شيوع مذهب باب ، آن جناب غالبا بر بالاى منبر به وعظ انام اشتغال و مردم را از سوء حال باب تحذير و آن طايفه را تكفير مىفرمود . ميرزا جواد نامى كه اصل او از عرب و مسكنش در قزوين بود گويد كه چند روز پيش از شهادتش به خدمت آن بزرگوار رسيدم . آن جناب فرمود كه از تو التماس دعا دارم . من عرض كردم كه خداوند عالم ، نعمتهاى دنيا و آخرت را به شما كرامت فرموده از عزت و ثروت و اولاد و علم و نشر شريعت و تأليف در علوم ، اكنون براى شما چه آرزو مانده ؟ فرمود كه آرزوى من شهادت است . عرض كردم كه شما هميشه درجهء شهادت بلكه برتر از آن مايه داريد زيراكه نظر به نص خبر ، مداد علما بهتر از دماء شهداء است . آن جناب فرمود : بلى ! چنين است و لكن من طالب شهادت به معنى در خون آغشته شدن را مىخواهم . و در همان شب كه شربت شهادت را نوشيد چون نيمى از

--> ( 1 ) . عصير عنبى - شيرهء انگور . آب انگور . و در شرع اسلام قبل از ذهاب ثلثين از آن حرام است . يعنى هرگاه آب انگور را در ديگ ريزند و بجوشانند قبل از آنكه دوسوم آن كسر شود حرام است و نجس ، و بعد از ذهاب ثلثين طاهر شود و شيره گردد . و اگر قبل از آنكه دوسوم آن تبخير شود بماند تا سركه شود باز طاهر شود ( فرهنگ علوم عقلى ) . ( 2 ) . قصص العلماء ، ص 57 .